ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
172
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
پيمانهاى كه از چوب سندرة درست شده باشد ، پس سر مرحب را با شمشير شكافت . ( 1 ) 219 - خبر داد بما ابو بكر احمد فرزند محمد فرزند عبد الوهاب فرزند طاوان سمسار كه خبر داد بما ابو احمد عمر فرزند احمد فرزند عمر فرزند شوذب كه نقل كرد بما ابو بكر محمد فرزند موسى كه حديث كرد بما يونس كه نقل كرد بما محمد فرزند حسن فرزند معلى كه نقل كرد بما ابو عوانه از اعمش از حكم از مصعب فرزند سعد از پدرش كه گفت : شنيدم كه پيامبر خدا ( ص ) به على ( ع ) ميفرمود : تو نسبت به من بمنزلهء هارون از موسى هستى ، جز آنكه بعد از من پيامبرى نيست ، و بدرستى كه در روز بدر در حال مبارزه ديدم كه بانگ در مىآورد مانند اسبى كه در حال رفتن بسوى اسب ماده بانگ مىزند و ميفرمود : همانند شتر ده سالهاى هستم كه قوى و شجاع باشد و جوان تازهام كه شب از من ميترسد گويا كه من جن هستم براى مانند اين كار مادرم مرا زائيده است . ( 2 ) 220 - خبر داد به من ابو القاسم عمر فرزند على ميمونى و احمد فرزند محمد فرزند عبد الوهاب فرزند طاوان كه هر دو واسطى هستند ( به اين ترتيب كه من بر آنها خواندم و آنان اقرار كردند ) كه ابو اسحاق ابراهيم فرزند احمد فرزند محمد طبرى بر آنها اجازه داده است گفت : نقل كرد بما عبد اللَّه فرزند ابراهيم كه حديث كرد بما حسن فرزند عليل گفت : نقل كرد به من محمد فرزند محمد فرزند عبد الرحمن ذارع كه نقل نمود بما قيس فرزند حفص دارمى كه حديث كرد بما على فرزند حسن عبدى از ابو هارون از ابو سعيد خدرى گفت : پيامبر خدا ( ص ) وقتى كه عمر بن خطاب را بسوى خيبر فرستاد ، و او با كسانى كه با او بودند شكست خورده و بسوى رسول خدا ( ص ) برگشتند . پيامبر همان شب را در حالى كه اندوهناك بود بروز آورده هنگامى كه صبح شد بسوى مردم بيرون آمد فرمود : البته علم را به مردى مىدهم كه خدا و پيامبرش را دوست ميدارد و خدا و پيامبرش او را دوست ميدارند و هرگز فراركننده نيست .